کوتوله ها و مرد کفاش ()

-

اشتراکی
کوتوله ها و مرد کفاش
ذخیره
۳
۴۴۹

خلاصه داستان

کفاش فقیری بود که دل بسیار مهربانی داشت . یک شب برای اون اتفاق عجیبی افتاد. اون شب اون آخرین تکه چرمش رو روی میز کارش گذاشت ولی صبح روز بعد وقتی در مغازه رو باز کرد تکه چرم رو …

محصول کشور :

ایران
اطلاعات قصه دموی قصه
جهت دانلود این قصه باید اشتراک ویژه داشته باشید خرید اشتراک
جهت مشاهده آنلاین باید اشتراک ویژه داشته باشید.

نظرات ۰در انتظار بررسی ۰تایید شده

آدرس ایمیل شما نزد ما محفوظ خواهد ماند.